احمد بن محمد ميبدى
39
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
سوره 20 آيه 2 2 - ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى . آيه . اين آيت تسكين دل مصطفى است چه ، او ترسندهترين خلق از خدا بود ، ياران گفتند رسول خدا نماز كردى و در دل وى چندان ترس بود كه جوشيدى مانند آب بر آتش ! سوره 20 آيه 3 3 - إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى . آيه . قرآن يادگار ترسندگان است و ترس زندهدلان و دانايان ، ترسى كه اخلاق را مهذّب كند و اطراف را ادب كند ، هر دل كه در آن ترس از خداى نيست آن دل خراب است و معدن فتنه ، از نظر لطف حقّ محروم و از شناخت حقّ محجوب . چنان كه مصطفى در قنوت گفت : خدايا ، شرّ و بدى را به تو چه راه و شرير را با تو چه روى ! سوره 20 آيه 4 4 - تَنْزِيلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَ السَّماواتِ . آيه . اين قرآن فروفرستادهء آفرينندهء زمين و آسمان و انس دل دوستان و مرهم درد سوختگان ، شفاى بيمار دلان است . فروفرستادهء آن عزيز است كه او را هم نور عزّت و هم نار عزّت . به نور عزّت آشنا را بيفروخت ، و به نار عزّت بيگانه را بسوخت . فروفرستادهء خداوند جهانيان است و پروردگار و دارندهء همگان است . يكى تن پرورده به محبّت ، آن يكى در ناز و نعمت ، و اين يكى در راز ولى نعمت . آن بر درگاه شريعت است در خدمت و رياضت ، و اين يكى در پيشگاه حقيقت است سزاوار صحبت و قربت . سوره 20 آيه 5 5 - الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى . آيه . هفت جاى قرآن خداوند ياد كرد كه من بر عرش مستويم مصطفى فرمود : خداوند بر عرش مستوى است و عرش بر آسمانها است و آسمانها بر زمين است . از يكى از صحابه پرسيدند : تفسير اين آيه چيست ؟ گفت : استواء برقرارى و بلندى است و معنى آن معلوم ولى كيفيّت آن مجهول و ايمان به آن واجب و پرسش از آن بدعت . مالك بن انس در جواب پرسش از استواء ، گفت : استواء معلوم است و كيفيّت آن مجهول ، و ايمان به آن واجب و عرش خداوند را قدر و اندازه نتوان كرد ! از يكى از عارفان بزرگ پرسيدند : چگونه خداى خود را بشناسيم ؟ گفت خداوند فرموده : منم خداى فوق همهء بندگان ، و عرش من فوق همهء مخلوقات و من بر بالاى عرش تدبير كارهاى بندگان مىكنم و هيچ چيز بر من پوشيده و پنهان نيست نه در آسمانها و نه در زمين ، اگر آنان از من محجوبند علم من هرگز از آنها محجوب نيست . شيخ الاسلام انصارى گفت : استواى خداوند بر عرش در قرآن است و مرا بدان ايمان است و تأويل در آن طغيان است ، ظاهر قبول كنم و باطن تسليم ، نادر يافته بجان پذيرفته ، ايمان من سمعى است و شرع من خبرى ، و معرفت من يافتنى ، خبر را مصدّقم ، يافت را محقّقم و سمع را تابعم ، به آلت عقل ، به گواهى صنع ، به دلالت نور ، به اشارت تنزيل ، به پيغام رسول به شرط قبول . سوره 20 آيه 6 6 - لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ . آيه . آنچه در آسمانها است از فرشتگان و آفتاب و ماه و ستارگان و همچنين آنچه در زمين است از جنّ و انس و كوه و دشت و دريا و سراب و آنچه ميان آن دو است از هوا و باد و ابر و باران و مانند آن ، و آنچه زير زمين است از كانها و آبها و خاكها ، همه و همه ، خداوند را راست . سوره 20 آيه 7 7 - وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى . آيه . نفس آدمى از آنچه در دل اوست واقف نيست ، و دل آدمى از آنچه در روح او است عالم نيست ، و روح را راهى براى درك حقايق اسرار نيست ! و آنچه كه پنهان است آگاهى بر او ممكن نيست . لطيفه : نفس چه داند كه در گنج خانهء دل چه تعبيه است ؟ دل چه داند كه در حرم روح چه لطيفهها است ؟ روح چه داند كه در سراپردهء سرّ چه وديعهها است ؟ و سرّ چه داند كه در اخفى چه حقيقتها است ؟ پس نفس جاى امانت و دل خانهء معرفت و روح نشانهء مشاهدت ، و سرّ محلّ رحل عشق است ، و اخفى را حقّ داند كه چيست ؟ و دانندهء آن كيست ؟ و فهم و درك خلق از دانش آن تهى است . سوره 20 آيه 8 8 - اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . آيه . هر منزل كه پادشاه آنجا فرود خواهد آمد ، فرّاش بايد كه از پيش برود و آن منزل را از خاك